هوش مصنوعی

هوش مصنوعی معمولاً شامل مجموعه‌ای از کارهای رو به رشد در فناوری پیشرفته است که هدف آن آموزش فناوری برای تقلید دقیق یا – در برخی موارد – فراتر از توانایی‌های انسان است.

الگوریتم‌های قدیمی‌تر، زمانی که عادی می‌شوند، می بایست جایگزین شوند. به عنوان مثال، رونویسی صدای انسان به کلمات زمانی یک حوزه تحقیقاتی فعال برای دانشمندانی بود که هوش مصنوعی را بررسی می کردند. اکنون این یک ویژگی رایج است که در تلفن ها، اتومبیل ها و لوازم خانگی تعبیه شده است و اغلب با این اصطلاح توصیف نمی شود.

امروزه، هوش مصنوعی اغلب در چندین زمینه تحقیقاتی به کار می رود:

بینایی ماشین: که به رایانه ها کمک می کند موقعیت اشیاء در جهان را از طریق نورها و دوربین ها درک کنند.
یادگیری ماشینی (ML): مشکل کلی آموزش کامپیوترها در مورد جهان با مجموعه ای از نمونه های آموزشی.
پردازش زبان طبیعی (NLP): درک دانش رمزگذاری شده در زبان های انسانی.
رباتیک: طراحی ماشین‌هایی که می‌توانند با درجاتی از استقلال برای کمک به وظایف، به ویژه کارهایی که انسان‌ها نمی‌توانند انجام دهند، زیرا ممکن است تکراری، سخت یا خطرناک کار کنند.
طیف وسیعی از کاربردهای عملی برای کار هوش مصنوعی وجود دارد. برخی از کارها به خوبی درک شده اند و الگوریتم های حل آنها قبلاً به خوبی توسعه یافته و در نرم افزار ارائه شده است. آنها ممکن است دور از ایده آل باشند، اما برنامه به خوبی تعریف شده است. به عنوان مثال، یافتن بهترین مسیر برای سفر، اکنون به طور گسترده از طریق برنامه های ناوبری در خودروها و گوشی های هوشمند در دسترس است.

حوزه های دیگر بیشتر فلسفی هستند. نویسندگان داستان های علمی تخیلی دهه هاست در مورد رایانه هایی می نویسند که نگرش ها و احساسات انسان گونه را توسعه می دهند و برخی از محققان هوش مصنوعی در حال بررسی این امکان هستند. در حالی که ماشین‌ها به طور فزاینده‌ای قادر به کار مستقل هستند، سوالات عمومی مربوط به احساس، آگاهی یا خودآگاهی باز و بدون پاسخ قطعی باقی می‌مانند.

محققان هوش مصنوعی اغلب از سلسله مراتبی از توانایی و آگاهی صحبت می کنند. وظایف هدایت شده در پایین اغلب “هوش مصنوعی باریک” یا “هوش مصنوعی واکنشی” نامیده می شوند. این الگوریتم‌ها می‌توانند مسائل کاملاً تعریف شده را حل کنند، گاهی اوقات بدون جهت‌گیری زیاد از سوی انسان. بسیاری از بسته های هوش مصنوعی کاربردی در این دسته قرار می گیرند.

مفهوم “هوش مصنوعی عمومی” یا “هوش مصنوعی خودگردان” در مورد نرم افزارهایی اعمال می شود که می توانند مانند یک انسان فکر کنند و برنامه هایی را خارج از یک چارچوب کاملاً تعریف شده آغاز کنند. در حال حاضر هیچ نمونه خوبی از این سطح از هوش مصنوعی وجود ندارد، اگرچه برخی از توسعه دهندگان گاهی اوقات می خواهند پیشنهاد کنند که ابزارهای آنها شروع به نشان دادن بخشی از این استقلال کرده اند.

فراتر از این ایده “فوق هوش مصنوعی” است، بسته ای که می تواند در استدلال و ابتکار عمل بهتری از انسان ها داشته باشد. اینها عمدتاً توسط محققان پیشرفته و نویسندگان داستان های علمی تخیلی به صورت فرضی مورد بحث قرار می گیرند.

در دهه گذشته، ایده های بسیاری از آزمایشگاه هوش مصنوعی خانه هایی را در محصولات تجاری پیدا کرده اند. با ظهور صنعت هوش مصنوعی، بسیاری از شرکت های پیشرو در فناوری، محصولات هوش مصنوعی را از طریق ترکیبی از خرید و توسعه داخلی مونتاژ کرده اند. این محصولات طیف گسترده ای از راه حل ها را ارائه می دهند و بسیاری از کسب و کارها در حال آزمایش استفاده از آنها برای حل مشکلات خود و مشتریان خود هستند.

شرکت‌های بزرگ چگونه به هوش مصنوعی نزدیک می‌شوند؟

شرکت های پیشرو سرمایه گذاری زیادی روی هوش مصنوعی کرده اند و طیف گسترده ای از محصولات را با هدف توسعه دهندگان و کاربران نهایی توسعه داده اند. خطوط تولید آنها به طور فزاینده ای متنوع است زیرا شرکت ها با سطوح مختلف راه حل برای طیف گسترده ای از مشکلات کاربردی آزمایش می کنند. برخی از آنها صیقلی تر هستند و کاربران معمولی رایانه را هدف قرار می دهند. هدف دیگر برنامه نویسان دیگری است که هوش مصنوعی را در نرم افزار خود ادغام می کنند تا آن را تقویت کنند. بزرگ‌ترین شرکت‌ها اکنون ده‌ها محصول ارائه می‌کنند و خلاصه کردن گزینه‌های متنوع و فزاینده آنها دشوار است.

IBM مدت‌هاست که یکی از پیشتازان تحقیقات هوش مصنوعی بوده است. رقیب مبتنی بر هوش مصنوعی آن در بازی تلویزیونی Jeopardy، واتسون، با غلبه بر انسان ها در سال ۲۰۱۱، به افزایش علاقه اخیر به هوش مصنوعی کمک کرد و نشان داد که این نرم افزار چقدر می تواند در رسیدگی به سوالات عمومی تر مطرح شده در زبان انسان ماهر باشد.

از آن زمان، IBM مجموعه گسترده‌ای از الگوریتم‌های هوش مصنوعی کاربردی را با نام تجاری Watson ساخته است که می‌تواند تصمیم‌گیری را در طیف گسترده‌ای از برنامه‌های تجاری مانند مدیریت ریسک، انطباق، گردش کار تجاری و توسعه خودکار انجام دهد. این راه‌حل‌ها بر ترکیبی از پردازش زبان طبیعی و یادگیری ماشین برای ایجاد مدل‌هایی تکیه می‌کنند که می‌توانند تصمیم‌گیری در مورد تولید بگیرند یا ناهنجاری‌ها را بررسی کنند. به عنوان مثال، در یک مطالعه موردی از برنامه های کاربردی آن، محصول IBM Safer Payments از کلاهبرداری کارت اعتباری به ارزش ۱۱۵ میلیون دلار جلوگیری کرد.

مثال دیگر، پلتفرم هوش مصنوعی مایکروسافت طیف گسترده ای از الگوریتم ها را هم به عنوان محصولات و هم به عنوان خدمات در دسترس از طریق Azure ارائه می دهد( لنزهای صنعتی آزور). این شرکت همچنین برنامه های کاربردی یادگیری ماشین و بینایی کامپیوتر را هدف قرار داده است و مایل است چگونگی جستجوی اسرار ابزارهای آنها در مجموعه داده های بسیار بزرگ را برجسته کند. به عنوان مثال، مدل تولید زبان طبیعی مگاترون-تورینگ (MT-NLG)، دارای ۵۳۰ میلیارد پارامتر برای مدل‌سازی تفاوت‌های ظریف ارتباطات انسانی است. مایکروسافت همچنین در حال کار بر روی کمک به فرآیندهای کسب و کار است که از خودکار شدن به خودمختاری با افزودن هوش بیشتر برای مدیریت تصمیم‌گیری تغییر کنند. به عنوان مثال، بسته‌های مستقل آن هم برای مشکلات باریک کارکرد روان خطوط مونتاژ و هم برای چالش‌های گسترده‌تر ناوبری هواپیماهای بدون سرنشین اعمال می‌شوند.

گوگل مجموعه ای قوی از الگوریتم های یادگیری ماشین و بینایی کامپیوتری را توسعه داده است که برای هر دو پروژه داخلی نمایه سازی وب و همچنین فروش مجدد خدمات از طریق پلت فرم ابری خود استفاده می کند. این پیشگام در برخی از محبوب‌ترین پلتفرم‌های یادگیری ماشین منبع باز مانند TensorFlow بوده و همچنین سخت‌افزار سفارشی برای سرعت بخشیدن به مدل‌های آموزشی در مجموعه داده‌های بزرگ ساخته است. به عنوان مثال، محصول Vertex AI گوگل، بسیاری از کارهای تبدیل یک مجموعه داده به یک مدل کارآمد را خودکار می کند که می تواند سپس به کار گرفته شود. این شرکت همچنین تعدادی مدل از پیش آموزش دیده را برای کارهای رایج مانند تشخیص کاراکتر نوری یا هوش مصنوعی مکالمه ای ارائه می دهد که ممکن است برای یک نماینده خدمات مشتری خودکار استفاده شود.

علاوه بر این، آمازون همچنین از مجموعه‌ای از روال‌های هوش مصنوعی به صورت داخلی در وب‌سایت خرده‌فروشی خود استفاده می‌کند، در حالی که همان ابزارهای پشتیبان را برای کاربران AWS بازاریابی می‌کند. محصولاتی مانند Personalize برای ارائه توصیه های شخصی به مشتریان در مورد محصولات بهینه شده اند. Rekognitition الگوریتم های بینایی ماشینی از پیش توسعه یافته را برای تعدیل محتوا، تشخیص چهره و تشخیص و تبدیل متن ارائه می دهد. این الگوریتم‌ها همچنین دارای مجموعه‌ای از پیش ساخته‌شده از مدل‌های افراد مشهور هستند که ابزاری مفید برای شرکت‌های رسانه‌ای است. توسعه‌دهندگانی که می‌خواهند مدل‌های خود را ایجاد و آموزش دهند، می‌توانند به محصولاتی مانند SageMaker نیز روی بیاورند که بسیاری از حجم کار را برای تحلیلگران تجاری و دانشمندان داده خودکار می‌کند.

acebook همچنین از هوش مصنوعی برای کمک به مدیریت جریان بی پایان تصاویر و پست های متنی استفاده می کند. الگوریتم‌های بینایی کامپیوتر تصاویر آپلود شده را طبقه‌بندی می‌کنند و الگوریتم‌های متنی کلمات را در به‌روزرسانی‌های وضعیت تجزیه و تحلیل می‌کنند. در حالی که این شرکت یک تیم تحقیقاتی قوی دارد، این شرکت به طور فعال محصولات مستقلی را برای استفاده دیگران ارائه نمی دهد. تعدادی از پروژه های منبع باز مانند NeuralProphet را که چارچوبی برای تصمیم گیری است به اشتراک می گذارد.

علاوه بر این، اوراکل در حال ادغام برخی از محبوب‌ترین ابزارهای منبع باز مانند Pytorch و Tensorflow در سلسله مراتب ذخیره‌سازی داده‌های خود است تا تبدیل اطلاعات ذخیره‌شده در پایگاه‌های داده اوراکل به مدل‌های کارآمد را آسان‌تر و سریع‌تر کند. آنها همچنین مجموعه ای از ابزارهای هوش مصنوعی از پیش ساخته شده را با مدل هایی برای مقابله با چالش های رایج مانند تشخیص ناهنجاری یا پردازش زبان طبیعی ارائه می دهند.

استارت آپ ها چگونه به هوش مصنوعی نزدیک می شوند؟

شرکت‌های جدید هوش مصنوعی تمایل دارند بر روی یک کار خاص متمرکز شوند، جایی که الگوریتم‌های کاربردی و تمرکز مشخص چیزی متحول کننده ایجاد می‌کنند. به عنوان مثال، یک چالش کنونی گسترده، تولید خودروهای خودران است. استارت‌آپ‌هایی مانند Waymo، Pony AI، Cruise Automation و Argo چهار استارت‌آپ بزرگ با بودجه قابل توجه هستند که در حال ساختن نرم‌افزار و سیستم‌های حسگر هستند که به خودروها اجازه می‌دهد در خیابان‌ها حرکت کنند. الگوریتم ها شامل ترکیبی از یادگیری ماشین، بینایی کامپیوتر و برنامه ریزی هستند.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها الگوریتم‌های مشابهی را در حوزه‌های محدودتر یا قابل پیش‌بینی‌تری مانند انبار یا کارخانه‌های صنعتی اعمال می‌کنند. شرکت‌هایی مانند Nuro، Bright Machines و Fetch تنها برخی از شرکت‌هایی هستند که می‌خواهند انبارها و فضاهای صنعتی را خودکار کنند. Fetch همچنین می خواهد از بینایی ماشین و الگوریتم های برنامه ریزی برای انجام کارهای تکراری استفاده کند.

تعداد قابل توجهی از استارت‌آپ‌ها نیز مشاغلی را هدف قرار می‌دهند که برای انسان خطرناک است یا انجام آن‌ها غیرممکن است. در مقابل این پس‌زمینه، Hydromea در حال ساخت پهپادهای زیر آب مستقل است که می‌توانند دارایی‌های غوطه‌ور شده مانند سکوهای نفتی یا ابزارهای معدن را ردیابی کنند. شرکت دیگری به نام Solinus ربات هایی را برای بازرسی لوله های باریک می سازد.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها نیز در حوزه‌های دیجیتالی کار می‌کنند، تا حدی به این دلیل که این منطقه زیستگاه طبیعی الگوریتم‌ها است، زیرا داده‌ها از قبل به شکل دیجیتال هستند. برای مثال، ده‌ها شرکت برای ساده‌سازی و خودکارسازی وظایف معمولی که بخشی از گردش کار دیجیتالی شرکت‌ها هستند، کار می‌کنند. این ناحیه که گاهی اتوماسیون فرآیند رباتیک (RPA) نامیده می‌شود، به ندرت شامل ربات‌های فیزیکی می‌شود، زیرا با کاغذهای دیجیتال یا چیت کار می‌کند. با این حال، این یک راه محبوب برای شرکت‌ها برای ادغام روتین‌های اولیه هوش مصنوعی در پشته نرم‌افزاری است. برای مثال، پلتفرم‌های خوب RPA، اغلب از تشخیص کاراکترهای نوری و پردازش زبان طبیعی برای درک فرم‌های آپلود شده استفاده می‌کنند تا حجم کار اداری را ساده‌تر کنند.

بسیاری از شرکت ها نیز با مشارکت گسترده به پروژه های نرم افزاری منبع باز وابسته هستند. پروژه هایی مانند Tensorflow یا PyTorch در سراسر سازمان های تحقیق و توسعه در دانشگاه ها و آزمایشگاه های صنعتی استفاده می شوند. برخی از پروژه‌ها مانند DeepDetect، ابزاری برای یادگیری عمیق و تصمیم‌گیری، همچنین شرکت‌هایی را ایجاد می‌کنند که ترکیبی از پشتیبانی و خدمات را ارائه می‌دهند.

همچنین صدها پروژه منبع باز موثر و شناخته شده وجود دارد که توسط محققان هوش مصنوعی استفاده می شود. برای مثال OpenCV مجموعه بزرگی از الگوریتم‌های بینایی کامپیوتری را ارائه می‌دهد که می‌توانند با پشته‌های دیگر سازگار و ادغام شوند. اغلب در روباتیک، پروژه‌های پزشکی، برنامه‌های امنیتی و بسیاری از کارهای دیگر که بر درک جهان از طریق یک تصویر دوربین یا ویدیو تکیه دارند استفاده می‌شود.

آیا کاری هست که هوش مصنوعی نتواند انجام دهد؟

برخی از زمینه ها وجود دارد که هوش مصنوعی نسبت به سایرین موفقیت بیشتری پیدا می کند. طبقه بندی آماری با استفاده از یادگیری ماشینی اغلب بسیار دقیق است، اما اغلب با وسعت داده های آموزشی محدود می شود. این الگوریتم‌ها اغلب زمانی که از آنها خواسته می‌شود در موقعیت‌های جدید تصمیم‌گیری کنند یا پس از اینکه محیط به طور قابل‌توجهی از مجموعه آموزشی جابه‌جا شده است، شکست می‌خورند.

بسیاری از موفقیت یا شکست به میزان دقت مورد نیاز بستگی دارد. زمانی که اشتباهات گاه و بیگاه قابل تحمل باشد، هوش مصنوعی موفق‌تر است. اگر کاربران بتوانند طبقه‌بندی اشتباه یا پاسخ‌های نادرست را فیلتر کنند، از الگوریتم‌های هوش مصنوعی استقبال می‌شود. به عنوان مثال، بسیاری از سایت‌های ذخیره‌سازی عکس، استفاده از الگوریتم‌های تشخیص چهره را برای مرتب‌سازی عکس‌ها بر اساس افرادی که در آن‌ها ظاهر می‌شوند، پیشنهاد می‌کنند. نتایج خوب هستند اما کامل نیستند، اما کاربران می توانند اشتباهات را تحمل کنند. این رشته تا حد زیادی یک بازی آماری است و زمانی موفق می شود که بر اساس درصد قضاوت شود.

تعدادی از موفق‌ترین برنامه‌ها به الگوریتم‌های هوشمندانه یا پیچیده‌ای نیاز ندارند، بلکه به مجموعه داده‌های بزرگ و به خوبی سازمان‌دهی‌شده توسط ابزارهایی که اکنون قابل مدیریت هستند، بستگی دارند. این مشکل زمانی به دلیل گستردگی غیرممکن به نظر می رسید، تا اینکه تیم های بزرگ به اندازه کافی با آن مقابله کردند. برنامه‌های ناوبری و نقشه‌برداری مانند Waze فقط از الگوریتم‌های جستجوی ساده برای یافتن بهترین مسیر استفاده می‌کنند، اما این برنامه‌ها بدون یک مدل بزرگ و دیجیتالی از طرح‌بندی خیابان‌ها موفق نمی‌شوند.

پردازش زبان طبیعی با ایجاد تعمیم در مورد احساس یا معنای اصلی در یک جمله نیز موفق است، اما اغلب توسط نو شناسی، عامیانه یا تفاوت های ظریف مورد استفاده قرار می گیرد. همانطور که زبان تغییر می کند یا فرآیند می شود، الگوریتم ها می توانند سازگار شوند، اما فقط با بازآموزی اشاره کرد. آنها همچنین زمانی شروع به شکست می کنند که چالش ها خارج از یک مجموعه آموزشی بزرگ باشد.

رباتیک و اتومبیل های خودران می توانند در مناطق محدود یا فضاهای کنترل شده کاملاً موفق باشند، اما در صورت ظاهر شدن چالش های جدید یا موانع غیرمنتظره نیز با مشکل مواجه می شوند. برای آنها، هزینه های سیاسی شکست می تواند قابل توجه باشد، بنابراین توسعه دهندگان لزوما در ترک پاکت محتاط هستند.

در واقع، تعیین اینکه آیا یک الگوریتم قادر است یا ناموفق است اغلب به معیارهایی بستگی دارد که از نظر سیاسی تعیین می شوند. اگر مشتریان به اندازه کافی از پاسخ راضی باشند، اگر نتایج به اندازه کافی قابل پیش بینی باشد که مفید باشد، الگوریتم ها موفق می شوند. همانطور که آنها بدیهی می شوند، نام هوش مصنوعی را از دست می دهند.

اگر این اصطلاح به طور کلی برای موضوعات و اهدافی به کار می رود که دور از دسترس هستند، اگر هوش مصنوعی همیشه برای حذف راه حل های ساده و کاملاً درک شده مجدداً تعریف شود، هوش مصنوعی همیشه به سمت افق فناوری حرکت می کند. ممکن است در حال حاضر ۱۰۰٪ موفقیت آمیز نباشد، اما زمانی که در موارد خاص اعمال شود، می تواند به طرز وسوسه انگیزی نزدیک باشد.

مقایسه بهترین برندهای HMI

بازار HMI در دو دهه اخیر به دلیل نیاز روزافزون به دیجیتالی شدن در صنعت، در رشد ثابتی بوده است. این نیاز به دیجیتالی شدن دلایل زیادی دارد. بین آنها کاهش هزینه جایگزینی چراغ های نشانگر قدیمی، دکمه های فشاری و سایر سخت افزارهای فیزیکی است. علاوه بر این، از آنجایی که HMI ها به طور کلی به سخت افزار کمتری، حتی تعداد نمایشگرهای ضروری، نیاز دارند، فضای زیادی را ذخیره می کند.

HMI ها به دلیل تطابق کامل برای PLC ها، تقاضای زیادی در بسیاری از زمینه های صنعت دارند و سازندگان دستگاه های خود را تا حد زیادی بهبود می بخشند تا توجه مشتری را جلب کنند. اگرچه حوزه اتوماسیون صنعتی همواره بر قابلیت اطمینان و زمان بهره برداری تمرکز داشته است، اما به لطف آسان بودن برنامه نویسی رابط های کاربری امروزه، این شرکت ها از نظر تجربه کاربری پیشرفت های زیادی کرده اند. از ویژگی های پیشرفته تر، مانند صفحه نمایش های چند لمسی، تا ویژگی هایی با هدف راحتی کاربر، مانند نمایشگرهای با کیفیت بالا.

در این مقاله قصد داریم نگاهی به تولید کنندگان پیشرو در بازار HMI بیاندازیم. بسیاری از این نام‌ها برای هر مهندس یا تکنسینی در این زمینه قابل تشخیص است، زیرا در پایان، نام‌های بزرگ اتوماسیون صنعتی کسانی هستند که در رقابت برای تصاحب بیشترین سهم بازار قدم برمی‌دارند. . رقابت شدید است و این فقط یک خبر خوب برای مشتریان آنها است. این لیست هیچ ترتیب خاصی ندارد، HMI ها اغلب بسته به موقعیتی غیر از برند انتخاب می شوند.

۱. شرکت هانیول اینترنشنال

هانی ول سال هاست که یکی از مهم ترین شرکت ها در این بخش بوده است، نه تنها در زمینه اتوماسیون صنعتی بلکه به طور کلی مهندسی. آنها با تمرکز در زمینه اتوماسیون صنعتی، راه حل های پیشرفته اتوماسیون و البته HMI را در اختیار مشتریان خود قرار می دهند. آنها بیش از ۳۰ سال تجربه در طراحی زیرساخت HMI دارند و خدمات متنوعی را برای موقعیت های مختلف ارائه می دهند.

به لطف فناوری Honeywell’s Experion HMIWeb، آنها از یک راه حل ارتقاء HMI اطمینان می دهند که سیستم فعلی کارخانه را مختل نمی کند. آنها خدماتی را از HMI مبتنی بر رایانه شخصی تا تجربه‌ای بیشتر مبتنی بر تجربه ارائه می‌دهند. بیان شده است که این ارتقاء ها نیازی به تعطیلی کارخانه ندارند و منحنی یادگیری منصفانه ای برای تسهیل فرآیند نصب دارد. آخرین اما نه کم اهمیت ترین، Experion HMI ها پیشرفته ترین ویژگی ها مانند صفحه نمایش چند لمسی و وضوح بالا را ارائه می دهند.

۲. زیمنس AG

البته، غول‌های آلمانی عقب نخواهند ماند، زیرا آنها یکی از مهم‌ترین شرکت‌ها در سراسر جهان هستند که محصولات و خدمات باکیفیتی ارائه می‌کنند و اعتماد صنعت را به خود جلب کرده‌اند. آن‌ها سیستم‌های SIMATIC HMI را ارائه می‌کنند، مجموعه‌ای از دستگاه‌هایی که از پنل‌های دید بسیار ابتدایی تا سیستم‌های SCADA پیشرفته‌تر را شامل می‌شود.

مدل‌های اساسی‌تر آن‌ها آنچه را که بیشتر گیاهان نیاز دارند، قابلیت‌های لمسی و کلیدی، صفحه‌نمایش‌های روشن و با وضوح بالا، و یکپارچه‌سازی نرم‌افزار به ظاهر آسان که نیازی به مهارت‌های فناوری اطلاعات بالایی ندارد، ارائه می‌دهند. از سوی دیگر، پنل‌های Comfort پیشرفته‌تر آن‌ها بسیاری از ویژگی‌های دیگر را با رتبه‌بندی IP، صفحه نمایش بسیار بهتر و به طور کلی عملکرد بسیار بهتری ارائه می‌دهند.

۳. Rockwell Automation Inc.

Rockwell همیشه مهم ترین شرکت در آمریکای شمالی بوده است، آنها اعتماد مشتریان خود را بیشتر به لطف سیستم پشتیبانی عالی خود جلب کرده اند، حتی زمانی که قیمت آنها به اندازه سایر شرکت های دارای فناوری مشابه رقابتی نیست. بدیهی است که راک‌وِل طیف گسترده ای از محصولات HMI را در پایانه های گرافیکی خود، PanelView، ارائه می دهد.

محصولات PanelView طیف گسترده ای از محصولات را برای موقعیت های مختلف ارائه می دهند که بسته به راه حل مورد نیاز برای نصب سفارشی عالی است. علامت تجاری Rockwell کل سیستم یکپارچه ای است که آنها به لطف نرم افزار خود ارائه می دهند. پیشرفته ترین پنل های آنها حتی به کاربر این امکان را می دهد که در صورت لزوم برنامه را روی پنل بسازد.

۴. اشنایدر الکتریک اس ای

اشنایدر یکی دیگر از شرکت‌هایی است که در اروپا مقیم است، اما در سرتاسر جهان حضور دارند و بیشتر در زمینه‌های برق و صنایع سنگین خدمات ارائه می‌دهند. یک چیز مهم در مورد آنها، سرمایه گذاری عظیم آنها در تحقیق و توسعه است که باعث شده بیش از ۲۰۰۰۰ پتنت فعال داشته باشند.

این شرکت قابلیت اطمینان و تطبیق پذیری بالایی را با هر دو برند HMI، Harmony و Magelis ارائه می دهد. Magelis برندی است که ابتدایی ترین HMI های اشنایدر، نمایشگرهای تک رنگ و صفحه کلید روی برد را ارائه می دهد. هارمونی نام تجاری آنهاست که پنل‌های اساسی برای نظارت، پنل‌های پیشرفته‌تر آماده برای برنامه‌های IoT، کنترل پنل‌ها و حتی رایانه‌های شخصی پیشرفته صنعتی را برای کاربردهای سنگین‌تر ارائه می‌دهد.

۵. ABB Ltd

ABB یکی از مهم ترین شرکت ها در زمینه مهندسی به طور کلی از جمله رباتیک و البته اتوماسیون صنعتی است. آنها در زوریخ سوئیس مستقر هستند و در بیش از ۱۰۰ کشور فعالیت دارند.این پانل ها به دلیل سهولت استفاده و امکان استفاده از نرم افزار مهندسی PB610 یا وب سرور PLC خود به عنوان منبع پنل های خود مشخص می شوند. آنها همچنین صفحه کلید CAN را نیز ارائه می دهند، که در اصل همان صفحه کلیدی است که برای کنترل استفاده می شود، و یک صفحه نمایش متنی کوچک و ساده برای نمایش اطلاعات دارند.

۶. جنرال الکتریک SE

اگرچه بخش اصلی اتوماسیون صنعتی آن‌ها به امرسون فروخته شد، جنرال الکتریک دیجیتال هنوز راه‌حل‌های HMI و SCADA را با برندهای خود iFIX و Complicity همراه با راه‌حل‌های نرم‌افزاری Proficy به بازار ارائه می‌کند. آنها دارای یک راه حل کامل هستند که هدف آن عدم زمان خاموش شدن و قابلیت اطمینان بالا است.

۷. شرکت امرسون الکتریک.

امرسون از زمان تصاحب بخش اتوماسیون صنعتی جنرال الکتریک، بیشتر به لطف خطوط کلاسیک PLC که از طریق آن قرارداد در دسترس است، ردپای بزرگی در صنعت به دست آورده است. البته، بازار HMI برای امرسون مستثنی نیست و آنها طیف گسترده ای از راه حل های نظارت و کنترل را برای مشتریان خود ارائه می دهند، از ساده ترین QuickPanel + HMI تا پنل های رایانه شخصی پیشرفته تر.

شایان ذکر است اضافه شدن صفحه نمایش هایی با کارایی بالا که قادر به اتصال به برنامه میزبانی شده در وب هستند. تمام پانل های آنها برای استفاده در محیط های صنعتی آماده شده است که اطمینان و ایمنی را تضمین می کند.

۸. شرکت میتسوبیشی الکتریک

بخش الکتریکی میتسوبیشی، شرکت میتسوبیشی الکتریک (یا MELCO) مدت زیادی است که وجود داشته است. اعتماد آنها بیشتر در آسیا متراکم شده است، اما در چند سال اخیر اعتماد آنها در بقیه جهان جلب شده است. آنها این کار را با بهبود پشتیبانی از مشتریان خود و حفظ قیمت های عالی و رقابتی خود انجام داده اند.

خط دستگاه های HMI آنها GOT نام دارد که به ترمینال عملیات گرافیکی اشاره دارد. مانند هر سری دیگر از محصولات HMI، آنها به دنبال کوچک کردن پانل عملیات، و کاهش هزینه ها به لطف استانداردسازی که ارائه می دهد، به علاوه سفارشی سازی پانل ها در حین حرکت هستند. آنها طیف گسترده ای از گزینه ها را برای هر موقعیتی ارائه می دهند و مجموعه نرم افزاری آنها به آنها اجازه می دهد حتی از طریق یک رایانه شخصی کار کنند.

۹. Red Lion

Red Lion بخشی از شرکت Spectris است و از سال ۱۹۷۵ فعالیت خود را آغاز کرده است. آنها همیشه تلاش خود را در شبکه سازی و نظارت در زمینه اتوماسیون صنعتی متمرکز کرده اند. آن‌ها سری HMI‌های Graphite خود را ارائه می‌کنند، که با ساختار ناهموار مشخص می‌شوند و اولین HMI هستند که ساختار تمام آلومینیومی، معماری ماژول I/O مفید و پورت‌های توسعه را برای بهبود ویژگی‌های خود ترکیب می‌کند.

آنها راه حل مقرون به صرفه تری را با نام HMI های CR1000 و CR3000 ارائه می دهند که صفحه نمایش های عریض با کیفیت بالا را با گزینه های ارتباطی کافی برای سهولت در کاربرد بیشتر موقعیت ها ارائه می دهند.

۱۰. سیستم های افرا

Maple Systems یک شرکت جوان مرتبط با قابلیت همبستگی است که از سال ۱۹۸۳ فعالیت خود را آغاز کرده است و در هر چیزی که با HMI مرتبط است متخصص است. آنها طیف گسترده ای از گزینه ها را برای بسیاری از موقعیت ها ارائه می دهند، از ابتدایی ترین و مقرون به صرفه ترین HMI ها تا پیشرفته تر با سرور cMT یکپارچه و حتی HMI های بدون هد پیشرفته. به طور کلی، راه حل های آنها کیفیت بالا و قیمت های مقرون به صرفه را ارائه می دهند.

بازار HMI ها از زمان ظهور آنها بدون وقفه در حال رشد بوده است، به همین دلیل انتظار می رود همه این شرکت ها فناوری های خود را به طور مداوم بهبود بخشند. بدیهی است که اکثر شرکت‌های موجود در این لیست آن‌هایی هستند که در سایر لیست‌های اتوماسیون صنعتی مشاهده می‌کنید، و این اتفاق می‌افتد زیرا آنها معمولاً یک راه‌حل یکپارچه ارائه می‌دهند. این بدان معناست که آنها تمام قطعات پازل را برای ارائه به مشتریان خود خواهند داشت. این بدان معنا نیست که سایر شرکت های کوچکتر شانسی ندارند، آنها مزایای خود را دارند و بازاری برای این شرکت ها نیز وجود دارد.

HMI با کارایی بالا چیست؟

HMI با کارایی بالا پاسخ صنعت برای یک سیستم گرافیکی HMI استاندارد، آسان برای استفاده و کارآمدتر برای پیاده سازی و در برخی موارد جایگزینی HMI با طراحی ضعیف است.همانطور که می دانیم، کنترل اپراتور فرآیندها با استفاده از یک نمایش گرافیکی از فرآیند انجام می شود که به عنوان HMI یا رابط ماشین انسانی شناخته می شود.

یک HMI با طراحی درست

یک HMI که به درستی طراحی شده از عملیات روان و پایدار فرآیند پشتیبانی می کند و همچنین اپراتور را از یک وضعیت غیر طبیعی مطلع می کند. با این حال، همیشه اینطور نیست.بسیاری از HMI ها به خوبی طراحی و اجرا نشده بودند که منجر به موقعیت هایی شد که می تواند ایمنی، کیفیت و سودآوری را به خطر بیندازد.
موارد زیر در بسیاری از HMI های فعلی وجود دارد:
– طیف گسترده ای از رنگ ها،
– گرافیک غیر ضروری،
حواس پرتی بصری
– عدم آگاهی کلی از موقعیت
-و…
همه اینها به نوبه خود می توانند عواقب منفی داشته باشند.
برخی از این عواقب می تواند شامل رویه های عملیاتی ضعیف باشد، مانند اجرای زنگ هشدار، که در آن اپراتور فقط به آلارم ها پاسخ می دهد و علت اصلی شرایط هشدار را درک نمی کند.در موارد دیگر، HMI با طراحی ضعیف منجر به ناراحتی‌های قابل اجتناب می‌شود و احتمال پاسخ کمتر از بهینه به یک موقعیت غیرعادی را افزایش می‌دهد.در بدترین موارد، HMI با طراحی ضعیف به عنوان یک عامل مؤثر در برخی از حوادث صنعتی شناسایی شده است.

الزامات طراحی HMI

بیایید در مورد اینکه چگونه به اینجا رسیدیم صحبت کنیم. HMI های اولیه، تصویر ساده ای از P&ID فرآیندی بودند که کنترل و نظارت می کردند. این بیشتر به دلیل محدودیت های قدرت محاسباتی و گرافیکی آن زمان بود.
با پیشرفت قدرت محاسباتی و پردازشگرهای گرافیکی، این طرز فکر که یک HMI بسیار پیچیده، پر از داده و از نظر بصری خیره کننده باید دنبال کند، افزایش یافت.
ما شعله‌های سوسوزن را می‌بینیم که نشان‌دهنده شعله‌های آتش است، واگن‌های ریلی در حال حرکت در جایگاه‌های بارگیری، برخی تا آنجا پیش رفته‌اند که عکس‌های دیجیتالی از کف فرآیند واقعی و داده‌های همپوشانی روی صفحه‌های HMI گرفته‌اند!
این طرز فکر را به هزاران ادغام‌کننده سیستم اضافه کنید، و در نهایت به صنعتی بدون نمایشگرهای استاندارد خواهیم رسید. حتی فرآیندهای یکسان نیز بسته به اینکه چه کسی آن‌ها را اجرا کرده و خواسته‌های مشتری دارد، می‌توانند صفحه نمایش HMI بسیار متفاوتی داشته باشند.

استاندارد طراحی ISA-101 HMI

بیایید از این HMI ها دور شویم و در مورد HMI با کارایی بالا بیاموزیم.در سال ۲۰۰۳، انجمن بین المللی اتوماسیون یا ISA، گروهی از کاربران نهایی، اپراتورها و مهندسان را موظف به شروع کار بر روی یک استاندارد کرد.در سال ۲۰۱۵، دوازده سال بعد، آنها استاندارد طراحی ISA-101 HMI را منتشر کردند. مجموعه ای از دستورالعمل ها، اصول و فلسفه ها برای توسعه گرافیک در HMI فرآیند است. این استاندارد کاربردی تر، آسان برای درک، و اطلاعات محور است.

استفاده صحیح از رنگ

در اینجا قصد داریم مفاهیم اساسی HMI با عملکرد بالا را پوشش دهیم. یک مفهوم استفاده صحیح از رنگ است. با فاصله گرفتن از گرافیک های شدید و رنگارنگ، HMI با کارایی بالا در مقیاس خاکستری توسعه یافته است و رنگ در نظر گرفته شده است که جلب توجه کند.
روزهای قرمز و سبز برای نشان دادن دویدن یا ندویدن گذشته است. در یک صفحه نمایش خاکستری، استفاده از رنگ به معنای نشان دادن وضعیت غیرعادی به سرعت است. نشان داده شده است که استفاده جدید از رنگ به تنهایی منجر به بهبود ۴۸ درصدی در تشخیص موقعیت های غیرعادی قبل از وقوع آلارم ها شده است.
یک صفحه نمایش خاکستری بدون رنگ به معنای یک کارخانه فعال معمولی بدون آلارم است. یک نگاه سریع توسط یک اپراتور می تواند این را تأیید کند و بهره وری می تواند افزایش یابد زیرا اپراتورها مجبور نیستند برای جستجوی موقعیت های غیرعادی وقت خود را صرف مطالعه صفحه نمایش کنند.

استفاده از اطلاعات بر روی داده ها

مفهوم دیگر استفاده از اطلاعات بر روی داده است. بسیاری از HMI ها ده ها یا چند نقطه داده روی صفحه نمایش خواهند داشت، اما اپراتور چیزی برای تعیین معنای آن داده ها ندارد.یک نشانگر فشار می تواند ۹۰۰ psi را نشان دهد، اما آیا این چیز خوبی است یا بد؟ با استفاده از یک نشانگر محدوده نرمال با یک متغیر فرآیند، اپراتور می‌تواند تصمیم سریعی اتخاذ کند تا برای اصلاح وضعیتی که در حال دور شدن از حالت عادی است، اقدام کند.

روندهای HMI با عملکرد بالا

وقتی صحبت از روندها شد، اکنون شاهد روندهای جاسازی شده یا همیشه قابل مشاهده در متغیرهای مهم فرآیند هستیم. با ایجاد این روندها همیشه قابل مشاهده، اپراتور می‌تواند یک مرور سریع از داده‌های تاریخی را ببیند و هر گونه تنظیم فرآیند لازم را قبل از تمام شدن مشخصات محصول یا سرریز شدن مخزن ارزیابی کند، اشتباهات زمان‌بر و پرهزینه‌ای که اکنون می‌توان از آنها اجتناب کرد.
ساده نگه داشتن صفحه نمایش یک مفهوم بسیار مهم در HMI با کارایی بالا است.ساده و بی نظم نگه داشتن صفحه نمایش یک تصویر ساده از یک کشتی با دریچه و پمپ تمام چیزی است که لازم است. همراه با آن، یافتن دکمه‌های ناوبری آسان است که اپراتور را به مرحله بعدی در فرآیند کلی می‌برد.

رنگ های HMI با کارایی بالا

نیازی به نشان دادن اتصالات دیواری، فلنج ها یا اجسام لوله سه بعدی غیر ضروری نیست. در عوض، یک شیر ISA و پمپ، با استفاده از یک خط برای به تصویر کشیدن جریان فرآیند استاندارد هستند.هنگام نشان دادن وضعیت پمپ یا شیر، به جای قرمز و سبز برای کارکردن یا کار نکردن روی پمپ یا باز و بسته بودن روی شیر، HMI با کارایی بالا از وضعیت خاکستری تیره برای پمپی که متوقف و سفید است استفاده می کند. پمپی که در حال کار است برای پمپی که بازخوردی به SCADA ارسال نمی کند، به صورت خاکستری متوسط ​​نشان داده می شود.

سلسله مراتب نمایش HMI با کارایی بالا

سلسله مراتب نمایشگر مناسب برای یک HMI با کارایی بالا بسیار مهم است. با ایجاد یک سیستم سلسله مراتبی از نمایشگرها، اپراتورها می توانند آگاهی موقعیتی کلی داشته باشند، و در صورت لزوم توانایی بررسی نقاط داده بسیار خاص را داشته باشند.
چهار سطح سلسله مراتب در HMI با عملکرد بالا وجود دارد.

۱) آگاهی کلی از موقعیت

سطح ۱ برای آگاهی کلی از موقعیت استفاده می شود. یک اپراتور می تواند کل فرآیند را در سطح بسیار بالایی از این صفحه مشاهده کند.

۲) نمای دقیق تر

سطح ۲ صفحه ای است که اپراتور می تواند برای مشاهده نمای کوچکتر و جزئی تر از سطح ۱ به آن دسترسی داشته باشد. سطح ۲ یک زیر سیستم یا فرآیند را با جزئیات بیشتر از سطح ۱ فراخوانی می کند.

۳) جزئیات تجهیزات

سطح ۳ صفحه جزئیات تجهیزات مانند پمپ یا شیر است. این شامل داده های دقیق تری در مورد آن فرآیند خاص خواهد بود.

۴) تشخیص

در نهایت، سطح ۴ صفحه تشخیص است. این امر به اپراتور امکان دسترسی به اطلاعات بسیار دقیق در دستگاه پردازش را می دهد و برای اهداف عیب یابی قابل دسترسی است.

صفحه نمایش تشخیصی

HMI با کارایی بالا هنوز یک هدف متحرک است و همچنان تابع ترجیحات ذینفعان است. با این حال، نشان داده شده است که وقتی با مفاهیم HMI با کارایی بالا ارائه می شود، اپراتورها مشتاق و هیجان زده هستند تا آن را در سیستم خود پیاده سازی کنند.
در حالی که همه سیستم ها متفاوت هستند، استفاده از یک مدل استانداردتر به میزان قابل توجهی بهره وری، کیفیت و ایمنی را بهبود می بخشد. از اینکه این ویدیو را تماشا کردید متشکریم و حتماً به دنبال قسمت ۲، اصول طراحی HMI با کارایی بالا باشید.

استفاده از ربات های همکار در خطوط تولید خودروهای هوشمند

همه ما با این حقیقت آشناییم که پس از پدیدار شدن ربات های صنعتی تحول عظیمی در دنیای صنعت و تولید شکل گرفت و رباتیک به بخشی از اتوماسیون صنعتی و خط تولید یک شرکت تبدیل شد اما این تمام ماجرا نیست. لازم بود که ربات هایی باشند تا همچون انسان در کنار نیروهای انسانی فعالیت و همکاری کنند. این مقطع زمانی بود که ربات های همکار انسان یا همان Cobot ها پدیدار شدند.

ربات های همکار انسان

از ربات ها تا کوبات ها

هنگامی که صحبت از رباتها و کوبات ها می شود ممکن است که این سوال به ذهن هر شنونده ای خطور کند که تفاوت میان این دو چیست؟ مگر وظیفه هر دو آنها این نیست که یکسری وظایف را جهت آسایش انسانها انجام دهند؟ پاسخ این است که ربات های صنعتی که نسل اول ربات ها بودند و به شکل سنتی کار می کنند تنها وظیفه دارند تا کارهای سخت و خطرناک را انجام دهند تا انسان ها را ایمن کنند اما از هوشمندی برخوردار نیستند. بدان معنا که اگر انسان ها در نزدیکی آنها قرار بگیرند ربات ها قابلیت اتخاذ تصمیم در لحظه را ندارند و تنها طبق برنامه های از پیش تعریف شده پیش می روند و ممکن است به انسان ها آسیب بزنند.اما در مورد کوبات ها این موضوع کاملا متفاوات هستند زیرا آنها در لحظه تصمیم می گیرند و به نوعی عملکردشان آنلاین است و همین منجر می شود که به سادگی بتوانند با همکاران انسان خود تعامل داشته باشند بدون آنکه آسیبی به انسان وارد کنند.با وجود سنسور روی کوبات ها در هنگام نزدیک شدن به انسان ربات ها خاموش می شوند و آسیب های احتمال جلوگیری می کنند.

کوبات های بسیار هوشمند

ربات های همکار می توانند با سرعت بالایی خود را با شرایط پیرامون خود وفق دهند و با استفاده از یادگیری ماشین بدون نیاز به برنامه نویسی مجدد در شرایط مختلف با رعایت بیشترین ضریب ایمنی در کنار انسان ها کار کنند. اکنون شما ربات های معمولی را با کوبات ها مقایسه کنید تا دریابید که چه تفاوت بزرگی میان این دو نسل از ربات های صنعتی وجود دارد.

کوبات ها در صنعت خودرو

همواره با معرفی هر نسل از ربات های صنعتی در ابتدا عمده کاربرد آنها در صنعت خودرو بوده است. همچون رباتهای سنتی، گرچه می توان در هر صنعت دیگری رد پایی از ربات های همکار انسان را یافت اما نقش آنها در صنعت خودرو بارز تر است. شاید پیش از آنها یک کارگر موظف بود انجام فرایند مونتاژ یک قطعه را به صورت تکراری با امکان آسیب و خطرات احتمالی انجام دهد اما اکنون کارگران ساده به جای انجام کارهای کم ارزش می توانند روی توانایی های خود کار کنند تا به نیروهای ارزشمندتری تبدیل شوند تا کارهای با ارزش تری را انجام دهند و از سوی دیگر از بروز خطرات ناشی از کارهای سنگین جلوگیری شود.

افزایش نیروی کار، نه جایگزینی آنها

استفاده از تجهیزات اتوماسیون در کارخانجات هوشمند موجب شده تا کارگران نگران از آن باشند که قرار است ربات ها و دستگاه های الکترونیکی جایگزین آنها شوند. اما نکته ای که حائز اهمیت است توجه به این موضوع است که ربات ها و کوبات ها تنها آمده اند تا در کنار انسان ها فعالیت کنند و البته برخی کارهای تکراری و ساده را انجام دهند که همین امر موجب نگرانی برخی گردیده است اما اگر نیروهای انسانی به بهبود دانش و سطح فنی خود بپردازند به هیچ عنوان از این موج تحولات باز نخواهند ماند و حتما موقعیت های شغلی بهتر با در آمد مناسب تر برای آنها شکل خواهد گرفت.

اچ ام آی | HMI چیست؟

کلمه اچ ام آی HMI مخفف عبارت Human machine Interface می باشد که به معنای رابط کاربری انسان و ماشین است. از HMI در صنعت به منظور نظارت و کنترل ماشین ها استفاده می شود.یکی از متداول ترین و رایج ترین مصارف و کابردهای اچ ام ای در دستگاه های خودپرداز است که هر روزه با آنها سروکار داریم. این رابط به وسیله دکمه هایی در کنارشان و یا صفحه تاچ، در خواست شما را (مثلا انتقال وجه) انجام می دهند.

اچ ام آی | HMI در صنعت

در صورتی که بخواهید فرایند صنعتی را خودکار کنید عملا می توان گفت که بدون حضور اچ ام آی این فرایند امکان پذیر نیست.در مواردی می توانید بر روی اچ ام آی یک سری اطلاعات مربوط به خط تولید را ملاحظه کنید و یا گاهی ممکن است برخی فرایند های کنترلی را از طریق HMI به انجام برسانید.

ویژگی های HMI

• امکان ذخیره سازی اطلاعات و نمایش گرافیکی فرآیند ها.
• قابلیت نمایش داده ها به صورت نموداری.
• امکان کنترل مانیتور کردن چند دستگاه به صورت همزمان

اچ ام ای چیست

HMI یک بخش مهم از اتوماسیون صنعتی است که شامل دو بخش نرم افزار و سخت افزار می باشد. این دو بخش با برقراری تعامل با یکدیگر می توانند بعنوان یک واسط بین کاربر و ماشین آلات باشند.

بخش نرم افزاری در HMI نیازمند داشتن دانش برنامه نویسی است و احتیاج به داشتن دانش تخصصی دارد اما بخش سخت افزاری آن بسیار ساده بود و تنها لازم است تا چند اتصالات اولیه را برقرار نمایید.

مشخصات کلی HMIها

•تاچ اسکرین در سایز های متفاوت
• شبیه سازی آنلاین و آفلاین
• توانایی نمایش به صورت انیمیشن
• قابل اتصال به انواع PLC ها
• ارتباط سریال به وسیله دو پورت به صورت همزمان
• نمایش اطلاعات به صورت نمودار یا منحنی
• و …

خرید HMI میتسوبیشی

کاربرد HMI

به دلیل گسترگی قابلیت‌های اچ ام آی می‌توان گفت که کاربردشان تنها به یک صنعت خاص محدود نمی گردد، بلکه می‌توان HMIها را در صنایع مختلف همچون پلاستیک ، پتروشیمی ، نیروگاه‌ها و خطوط تولید مشاهده کرد. در حال حاضر شرکت‌های زیادی در زمینه تولید این محصول شروع به فعالیت کرده‌اند که بهترین آنها شرکت‌های ژاپنی، آلمانی، آمریکایی و … می‌باشند. از جمله برندهای مطرحی که می توان برای اچ ام آی ها نام برد برند زیمنس ، دلتا ، امرن ، توشیبا و میتسوبیشی و … می باشند.

درایو فرکانس متغیر (VFD) چیست؟

تجهیزات و شیوه های مختلفی وجود دارند که به کمک آنها می توانید موتور را به کمک آنها راه اندازی کنید. در مقالات دیگر پیرامون راه اندازی موتور با سافت استارتر و شیوه ستاره مثلث به طور کامل بحث کردیم. در این مقاله نیز قصد داریم تا با درایو فرکانس متغیر (VFD) که نوعی دیگر از کنترل‌ کننده های موتور است بحث و گفتگو کنیم. شیوه کار درایوهای الکتریکی به این شکل است که با تغییر فرکانس و ولتاژ در موتور الکتریکی می‌تواند الکتروموتور را راه اندازی کند. ممکن است که شما VFDها را با نام های دیگری همچون: درایور سرعت متغیر، درایو سرعت قابل‌تنظیم، درایو فرکانس قابل‌تنظیم، درایو AC، میکرودرایو، اینورتر و… نیز بشناسید.

چرا درایو فرکانس متغیر؟

پیش از هر چیز لازم است تا این موضوع را یاد آوری کنیم که فرکانس (Hz) با سرعت موتور (RPM یا دور در دقیقه) رابطه مستقیم دارد.این بدان معناست که فرکانس سریع تر منجر به چرخش سریعتر موتور نیز می گردد. اگر خاطرتان باشد در مقاله ای که در مورد سافت استارتر ها بود گفتیم که سافت استارتر ها قادر نیستند تا سرعت الکتروموتور را کنترل کنند و تنها در لحظه استارت و استپ بکار می روند. پس اگر الکتروموتور شما نیاز دارد که با سرعت خاصی حرکت کند شما لازم است تا درایو فرکانس متغیر استفاده نمایید.بسته به کاربرد و نیاز شما سرعت موتور ممکن است تغییر یابد پس جهت رساندن سرعت الکتروموتور به اندازه مدنظر نیاز به VFD دارید. پس با این مقاله نیرونوین نیز همراه باشید تا بطور کامل با این روند آشنا شوید.

VFDها چگونه کار میکنند؟

اولین مرحله و اولین بخش در یک VFD، مبدل است.مبدل از ۶ دیود تشکیل شده، که همانند شیر آب یک‌ طرفه‌ عمل می کند.به این معنا که جریان در دیودها فقط در یک جهت حرکت می کند که جهت جریان را به یک پیکان نمایش می دهند. در تصویر زیر می توانید نمونه ای از یک دیود را با جهت عبور جریان آن ملاحظه نمایید.

به تصویر زیر دقت فرمایید.زمانیکه ولتاژ فاز A مثبت‌تر از دو ولتاژ فاز B یا C باشد، دیود مد نظر باز شده و جریان به گردش درمی‌آید.همچنین هنگامیکه فاز B مثبت‌تر از فاز A باشد، دیود فاز B باز و دیود فاز A بسته می‌شود. همین وضعیت برای ۳ دیود در سمت منفی باس رخ می‌دهد.

با توجه به مطالب عنوان شده با باز و بسته‌شدن هر دیود ۶ «پالس» جریان تولید میگردد. به این حالت «درایو الکتریکی شش پالسی» می‌گویند، که پیکربندی استانداردی برای درایوهای فرکانس متغیر جریان است.


فرض می‌کنیم که درایو در یک سیستم قدرت ۴۸۰ ولت کار می‌کند. حد مجاز ۴۸۰ ولت را با «rms» یا جذر متوسط مربع نامیده می‌شود. پیک ها در سیستم ۴۸۰ ولت برابرند با ۶۷۹ ولت. همانطور که می‌بینید، باس dc درایو الکتریکی دارای یک ولتاژ dc با ریپل AC است. ولتاژ تقریباً بین ۵۸۰ ولت و ۶۸۰ ولت کار می‌کند.

با اضافه‌کردن یک خازن می‌توانیم از شر ریپل AC در باس DC خلاص شویم. خازن مشابه مخزن یا انباره در سیستم لوله‌کشی عمل می‌کند. خازن رپیل ac را جذب می‌کند و ولتاژ dc صافی تحویل می‌دهد. ریپل AC در باس DC معمولاً کمتر از ۳ ولت است. بنابراین، ولتاژ در باس DC «تقریباً» برابر است با VDC650. ولتاژ واقعی به این موارد بستگی دارد: سطح ولتاژ خط AC که درایو را تغذیه می‌کند، سطح عدم‌تعادل ولتاژ در سیستم قدرت، بار موتور، امپدانس سیستم قدرت، و هر راکتور یا فیلتر هارمونیکی که در درایو وجود دارد.

مبدل پل دیودی که AC را به DC تبدیل می‌کند را به طور ساده مبدل می‌نامند. مبدلی که dc را به ac را تبدیل می‌کند نیز مبدل نامیده می‌شود، اما برای اینکه بتوانیم آن را از مبدل دیودی تشخیص دهیم، معمولاً‌ به این نوع «اینورتر» می‌گوییم.
توجه کنید که در درایوالکتریکی واقعی، سوئیچ‌های نشان داده شده درواقع ترانزیستور هستند. هرگاه یکی از سوئیچ‌های بالا را در اینورتر ببندیم، فاز موتور به باس dc مثبت وصل می‌شود و ولتاژ در آن فاز مثبت می‌شود. هرگاه یکی از سوئیچ‌های پایینی را در مبدل ببندیم، این فاز به باس dc منفی متصل و منفی می‌شود.

ازاین‌رو، می‌توانیم هر فازی را به خواست خود در موتور مثبت یا منفی بکنیم و ازاین‌رو، هر فرکانسی را که می‌خواهیم ایجاد کنیم. بدین‌ترتیب، می‌توانیم هر فازی را مثبت، منفی یا صفر کنیم.
موج سینوسی آبی فقط برای مقایسه نشان داده شده است. درایو ایرانی این موج سینوسی را تولید نمی‌کند. توجه کنید که خروجی درایو الکتریکی به شکل موج «مستطیلی» است. درایوهای الکتریکی خروجی سینوسی تولید نمی‌کنند. ممکن است شکل موجی مستطیلی انتخاب خوبی برای سیستم توزیع همه‌ منظوره نباشد، اما برای موتور کاملاً مطلوب باشد.

اگر بخواهیم فرکانس موتور را تا ۳۰ هرتز کاهش دهیم، آنگاه می‌توانیم به‌سادگی ترانزیستورهای خروجی اینورتر تک فاز و سه فاز را خیلی آرام‌تر سوئیچ کنیم. اما، اگر فرکانس را تا ۳۰ هرتز کاهش دهیم، آنگاه باید ولتاژ را تا ۲۴۰ ولت کاهش دهیم تا نسبت ولت/ هرتز را حفظ کنیم (برای کسب اطلاعات بیشتر به ارائه نظریه موتور درایو الکتریکی مراجعه کنید). اگر تنها ولتاژی که داریم VDC 650 باشد آنگاه چطور می‌توانیم ولتاژ را کاهش دهیم؟

به این روش مدولاسیون پهنای پالس یا PWM می‌گویند. فرض کنید که با روشن و خاموش‌ کردن شیر در نرخ بالای سرعت می‌تواند فشار را در خط آب کنترل کرد. این کار در سیستم‌های لوله‌کشی عملی نیست، اما در درایوهای الکتریکی به‌خوبی جواب می‌دهد. توجه کنید که در نیم سیکل اول، ولتاژ در نیمی از مواقع روشن و در نیمی دیگر خاموش است.

از‌این‌رو، ولتاژ متوسط برابر است با نصف ۴۸۰ ولت یا ۲۴۰ ولت. با پالس‌دارکردن خروجی، می‌توانیم ولتاژ متوسط را در خروجی درایو الکتریکی به دست بیاوریم.

سافت استارتر چیست؟

شیوه های متفاوتی برای راه اندازی الکتروموتورها وجود دارد که در مورد برخی از آنها در مقالات دیگری بحث کردیم. در این مقاله نیز قصد داریم به راه اندازی الکتروموتور با سافت استارتر بپردازیم و سپس تفاوت آن با راه اندازی مستقیم را نیز مورد بحث قرار دهیم. پیش از پرداختن به Soft Starterها اجازه دهید نگاهی به تمام شیوه های راه اندازی الکتروموتورها بپردازیم:
۱- راه اندازی مستقیم
۲- ستاره–مثلث
۳- روش مقاومتی
۴- شیوه اتوترانس
۵- سافت استارتر
۶- استفاده از اینورتر

سافت استارتر چیست؟

کلمه Soft در انگلیسی به معنای نرم می باشد و همانگونه که از نام سافت استارتر مشخص است، این تجهیز منجر به استارت و استپ نرم الکتروموتور می گردد.دیگر ویژگی Soft starter این است که از افزایش جریان هجومی الکتروموتور در زمان راه اندازی جلوگیری می نماید.کاهش جریان راه اندازی و گشتاور، در هنگام راه اندازی الکتروموتور در سافت استارتر به دلیل استفاده از شیوه کاهش ولتاژ، صورت می پذیرد.همین ویژگی باعث محدود شدن جریان هجومی بالا در هنگام راه اندازی الکتروموتور می گردد.

عملکرد سافت استارتر

در سافت استارتر ها بخشی وجود دارد که ولتاژ وارده به موتور را محدود می کند. این بخش ترایاک (Triac) نام دارد که کلمه انگلیسی آن مخفف عبارت triode for alternate current به معنای تریود جریان متناوب می باشد. ترایاک را با نام تریستور دو طرفه نیز می شناسند. عملکرد ترایاک اینگونه است که با برش زدن شکل موج و کاهش مقدار ولتاژ در هنگام استارت منجر به کاهش گشتاور و کاهش جریان می گردد.همین موضوع باعث می شود تا هنگامیکه موتور را به وسیله سافت استارتر راه اندازی کنیم، موتور استارت آرامی داشته باشد و ضربه ای به آن وارد نشود.

ترایاک چیست و چگونه عمل می کند

بیشتر بخوانید: تفاوت بین سافت استارتر و درایو فرکانس متغیر چیست؟

ویژگی های Soft starter

  1. این دستگاه وظیفه کاهش ولتاژ را دارد.
  2. با کمک Soft starter شما نمی توانید سرعت موتور را کم یا زیاد کنید.
  3. سافت استارتر روی هر فاز به روش دیمری عمل می کند.
  4. تنها کاربرد این تجهیز در هنگام استارت و استپ موتور است و پس از آن کاربردی ندارد.

راه اندازی الکتروموتور با استفاده از روش مستقیم

اگر بخواهید موتور را بدون استفاده از سافت استارتر و به صورت مستقیم و یا همان DOL راه اندازی کنید، در زمان راه اندازی اولیه و شروع به کار ممکن است فشار زیادی به موتور وارد شده و با ضربه شدید آغاز به کار کند.

معایب راه اندازی الکتروموتور به روش مستقیم

  • در استارت و استپ های متعدد و متوالی ممکن است به موتور فشار زیادی وارد شده و حتی بسوزد.
  • اگر الکتروموتور به کانوایر متصل باشد امکان دارد تا بارها از روی کانوایر سقوط کنند.
  • در زمینه کشاورزی نیز اگر موتور به صورت مسقیم راه اندازی شود امکان دارد بخاطر فشار موتور، دیواره چاه ریزش کند.
  • در کاربرد پمپ آب نیز موتوری که به شکل مستقیم راه اندازی شده میتواند بر روی جریان آب نوسان ایجاد کند.

مزایا و معایب سافت استارتر

مزایا

  1. جلوگیری از ضربه های مکانیکی موتور
  2. کم کردن جریان هجومی
  3. جلوگیری از گرمای بیش از حد موتور
  4. حجم و ابعاد کوچک
  5. قیمت کم

معایب

  1. در سرعت نامی نمی توان از آن استفاده کرد.
  2. امکان کنترل سرعت را ندارد.
  3. از آنجا که جهت کم شدن جریان هجومی در زمان استارت، ولتاژ را کاهش میدهد و گشتاور نیز کاهش می یابد،ممکن است باعث شود موتور زیر بار بخوابد.

انواع اتوماسیون

اتوماسیون شامل استفاده از دستگاه‌ها یا ماشین‌های کنترلی مختلف برای انجام وظایف تولیدی با کنترل خودکار و در عین حال کاهش نیاز به دخالت انسان است. در سالهای اولیه اتوماسیون صنعتی هدف آن افزایش بهره وری و کاهش هزینه های عملیاتی بود. در حالی که این مزایا هنوز صادق است، تمرکز اتوماسیون به بهبود کیفیت و انعطاف‌پذیری در تولید تغییر کرده است. پیشرفت در فناوری اتوماسیون امکان نوآوری های جدید در فرآیندهای تولید را فراهم کرده است. علاوه بر روبات‌های صنعتی، انواع مختلفی از اتوماسیون وجود دارد. برنامه نویسی منطقی و ماشین های هوشمند به نتایج تولید قابل اعتماد، سازنده و صرفه جویی در زمان منجر می شود.

اتوماسیون صنعتی در بسیاری از صنایع به اشکال مختلف اجرا شده است تا بهترین نیازهای صنعت را برآورده کند. سیستم های اتوماسیون به طور معمول به چهار نوع طبقه بندی می شوند:

۱٫ اتوماسیون ثابت/سخت

اولین نوع از انواع اتوماسیون،سیستم های اتوماسیون ثابت هستند که شامل استفاده از تولید ثابت یا تجهیزات با هدف خاص به منظور انجام مجموعه های تکراری و ثابت از عملیات یا وظایف است. با سیستم های اتوماسیون ثابت پس از پیاده سازی، ایجاد تغییرات در تولید یا تغییرات طراحی با آنها بسیار دشوار است. این سیستم ها تنها می توانند یک کار و نوع محصول را در یک زمان انجام دهند و بسیار انعطاف ناپذیر هستند. با این حال، از آنجایی که این نوع اتوماسیون برای یک کار خاص است، سیستم‌های اتوماسیون ثابت می‌توانند به نرخ تولید بالایی دست یابند و کارایی را افزایش دهند. نمونه هایی از سیستم های اتوماسیون ثابت یا سخت شامل نوار نقاله، خطوط انتقال ماشین، فرآیند تقطیر و خطوط مونتاژ خودکار می باشد.

۲٫ اتوماسیون قابل برنامه ریزی

سیستم های اتوماسیون قابل برنامه ریزی شامل استفاده از تجهیزات خودکار یا رباتیک است که از طریق برنامه نویسی کنترل می شوند. با این نوع اتوماسیون، تغییرات محصول یا فرآیند از طریق اصلاح برنامه کنترل امکان پذیر است. فرآیندهای تولید دسته ای با حجم محصول متوسط ​​تا بالا برای اتوماسیون قابل برنامه ریزی بهترین هستند.

دو ماشین معمولی که برای اتوماسیون قابل برنامه ریزی استفاده می شوند ماشین های NC و ربات های شش محور هستند. ماشین‌های کنترل‌شده عددی (NC)، از رایانه‌ها برای تجزیه و تحلیل و اجرای عملیات تولیدی مانند فرز خودکار استفاده می‌کنند. ربات‌های صنعتی ماشین‌هایی هوشمند، بادوام و همه‌کاره هستند که می‌توانند انواع مختلفی از کاربردها را از طریق برنامه‌نویسی انجام دهند. یک بازوی رباتیک از طریق پارامترهای برنامه برای اجرای دقیق و دقیق وظایف خاص کنترل می شود. FANUC R2000ib را می توان طوری برنامه ریزی کرد که به طور مکرر جعبه ها را روی پالت ها قرار دهد. در حالی که FANUC LR Mate 200id می تواند برای انتقال قطعات کار از یک ایستگاه کاری به ایستگاه دیگر برنامه ریزی شود. این نوع اتوماسیون در هنگام کار با اتوماسیون جوشکاری و مونتاژ رباتیک بسیار موثر است.

۳٫ اتوماسیون انعطاف پذیر

سیستم های اتوماسیون انعطاف پذیر بر اساس سیستم های قابل برنامه ریزی ساخته می شوند و شامل ماشین های CNC چند منظوره و ربات های صنعتی می شوند. این سیستم‌های اتوماسیون انعطاف‌پذیری بیشتری را برای ایجاد تنظیمات در تغییرات محصول و فرآیند فراهم می‌کنند. اپراتورها برای کدنویسی در تغییرات فرآیند به برنامه های کامپیوتری کنترل کننده استفاده می شوند. به عنوان مثال، یک FANUC Arcmate 120ic ممکن است برای فرآیند جوشکاری پلاسما برنامه ریزی شود، اما می تواند توسط اپراتور برای تغییر به وظایف برش پلاسما برنامه ریزی مجدد شود. اتوماسیون انعطاف پذیر برای کسانی که تغییرات تولید مکرر دارند ایده آل است.

بیشتر بخوانید: سیم بندی ستاره مثلث چیست؟

۴٫ اتوماسیون یکپارچه

اتوماسیون یکپارچه یکی دیگر از انواع اتوماسیون است یک سیستم کامل است که کل فرآیند تولید را از طریق کنترل کامپیوتری خودکار می کند. ماشین ها، فرآیندها و داده های مستقل همگی تحت فرمان یک سیستم کنترل واحد کار می کنند. سیستم هایی مانند CAD (Computer Aided Design) و CAM (Computer Aided Manufacturing) برای برنامه ریزی دیجیتالی محصولات، چیدمان ها، قطعات و استفاده از روبات ها یا سایر ماشین های تولیدی استفاده می شوند. این سیستم ها به طور کامل با برنامه ریزی و کنترل تولید یکپارچه شده اند.

گشتاور چیست

بار ها در موارد متفاوت و مختلف ممکن است کلمه گشتاور به گوش ما خورده باشد. اما شاید ندانیم که اصلا این کلمه چه معنایی دارد. به عبارتی می توانیم در پاسخ به سوال گشتاور چیست بگوییم که گشتاور نیرویی است که به صورت مدور ( دایره ای – چرخشی) چیزی را به گردش در میاورد. توجه داشته باشید که ما هر نیرویی را نمی توانیم به عنوان گشتاور بشناسیم. برای مثال وقتی می گوییم گشتاور راه اندازی، یعنی نیرویی که در هنگام راه اندازی، موتور را به صورتی چرخشی به حرکت در میاورد.

یک مثال از گشتاور

فرض کنید که یک پمپ را از موتور جدا کرده اید و قصد دارید تا شفت موتور را با دست بچرخانید. تا زمانی که موتور داخل آب نباشد شما قادر خواهید بود تا به سادگی شفت را با دست بچرخوانید. بنابراین دست شما قادر است تا گشتاور لازم را ایجاد کند.

حال بیایید تا فرض کنیم که شما پمپ را داخل آب قرار داده اید و می خواید شفت را بچرخوانید. در این حالت احتمالا یا نتوانید پمپ را بچرخوانید و یا به سختی بتوانید این کار را انجام دهید.پس در این شرایط دیگر دست شما قادر نیست تا گشتاور لازم را ایجاد کند.

اکنون تصور کنید که در مثال قبلی از یک آچار استفاده کرده ایم. اگر طول آچار مناسب باشد قاعدتا شما قادر خواهید بود تا مجددا نیرو و گشتاور لازم را ایجاد کنید. گرچه شما همان نیروی قبلی را وارد می کنید اما به دلیل ایجاد فاصله موفق شدید تا مجددا گشتاور را ایجاد کنید. پس می توانیم بگوییم که گشتاور معادل است با نیرو ضرب در فاصله، که این فرمول را در تصویر بالا ملاحظه می کنید.

واحد اندازه گیری گشتاور نیز نیوتون – متر است. یعنی اگر می خواهید گشتاور را افزایش دهید می بایست یا نیرو را افزایش دهید و یا این که فاصله را بیشتر کنید. البته به میزان گشتاور مورد نظر، می توانید هر دو عامل یعنی فاصله و نیرو را با هم افزایش دهید.

گشتاور موتور چیست؟

یکی از پارامترهای مهم در موتورهای الکتریکی سه فاز، گشتاور آن است. گاها ممکن است که این پارامتر بر روی پلاک موتور درج شود(البته این موضوع ثابت نیست).البته اگر عبارت Torque یا گشتاور را بر روی پلاک الکتروموتور ملاحظه نکردید اصلا جای نگرانی نیست. زیرا به سادگی و تنها با استفاده از فرمول زیر می توانید گشتاور موتور را محاسبه نمایید.

فرمول محاسبه گشتاور موتور: دور / کیلووات * ۹۵۵۰٫ یعنی عدد ۹۵۵۰ را ضرب در مقدار کیلووات کرده و سپس عدد به دست آمده را تقسیم بر دور موتور نمایید.

برای مثال اگر یک موتور توانش ۳۰KW باشد و ۱۴۲۰ دور باشد گشتاور نامی آن طبق فرمول به این شکل خواهد بود:

۹۵۵۰ * ۳۰ / ۱۴۲۰ = ۲۰۰

این مقدار، گشتاور نامی الکتروموتور خواهد بود. پس اگر مقدار بار و یا هر عامل دیگری تغییر کند، گشتاور نیز تغییر خواهد کرد. برای مثال اگر سرعت را توسط اینورتر تغییر دهید، این مقدار تغییر خواهد یافت.

مشخصه گشتاور موتور ۳ فاز

منحنی گشتاور سرعت، فاکتوری است که برای بررسی رفتار و انتخاب صحیح الکتروموتور مورد توجه قرار می گیرد.درتصویر زیر نمونه ای ازین منحنی ها را ملاحظه می فرمایید. این منحنی، مشخصه گشتاور سرعت الکتروموتور ۳ فاز قفس سنجابی کلاس NEMA B است که پر کاربردترین نوع در میان موتور های سه فاز می باشد.

در تصویر بالا ملاحظه می فرمایید که از هنگام شروع راه اندازی تا زمان رسیدن به دور نامی، گشتاور الکتروموتور تغییر می کند. اجازه دهید تا در مورد نقاط مشخص شده بر روی نمودار بیشتر صحبت کنیم:

  • گشتاور راه اندازی چیست

گشتاور راه اندازی که در نقطه A نمایان میشود، نیرویی است که در هنگام راه اندازی تک ضرب الکتروموتور، تولید می گردد. در تصویر بالا این مقدار ۱۵۰% گشتاور نامی می باشد.البته امکان دارد پاسخگوی راه اندازی برخی بارهای بسیار سنگین نباشند.این بارهای سنگین می تواند بارهایی مانند پرس ضربه ای یا پمپ چاه نفت باشد.

در موارد این چنینی می بایست از الکتروموتورهایی استفاده کنیم که یا به لحاظ قدرت،از رنج بالاتری برخوردار باشند و یا اینکه از الکتروموتورهای با کلاس قفس روتور خاص که گشتاور راه اندازی بالایی دارند استفاده نماییم. برای مثال در تصویر زیر یک الکتروموتور را ملاحظه می کنید که با کلاس طراحی روتور NEMA D می باشد.گشتاور راه اندازی این الکتروموتور به ۳۰۰% نیز میرسد.این میزان حدودا دو برابر الکتروموتورهای از کلاس B می باشد.

گشتاور Pull-up

پس از راه اندازی الکتروموتور و بعد از اینکه به اصطلاح موتور دور گرفت، گشتاور موتور مقداری کاهش یافته و سپس افزایش می یابد. در نمودار اول به نقطه B نگاه کنید. البته می بینید که در نمودار دوم (الکتروموتور با کلاس D) ما چنین نقطه ای برای گشتاور نداریم و بعدا از استارت، گشتاور الکتروموتور به صورت مداوم کاهش می یابد.

گشتاور ماکزیم

گشتاور نقطه C را گشتاورماکزیمم می نامند.این نیرو، حداکثر گشتاوری است که الکتروموتور قادر است تا تحت ولتاژ و فرکانس نامی ارائه دهد. نقطه A را در نمودار نخست ملاحظه فرمایید. این گشتاور در حدود ۷۵% سرعت سنکرون تولید می شود که مقدار آن ۲۰۰% گشتاور نامی می باشد. البته همان گونه که ملاحظه می کنید در نمودار دوم (الکتروموتور با کلاس D) این گشتاور در همان لحظه استارت تولید می شود.

گشتاور نامی چیست

گشتاور نامی که در نقطه D معین شده، مقدار گشتاور الکتروموتور در سرعت و شرایط نامی است و عموما بر روی پلاک الکتروموتور درج می گردد.

بار گشتاور ثابت و گشتاور متغیر

در بخش های بالا به حد و حدود و ظرفیت گشتاور موتور الکتریکی پرداختیم.این در حالی  است که امکان دارد تمام این ظرفیت زیر بار قرار نگیرد.

معمولا گشتاور مورد نیاز بار تابع سرعت چرخش آن تجهیز می باشد. سرعت چرخش الکتروموتور چون در فاز راه اندازی به تدریج افزایش می یابد، گشتاور مورد نیاز بار نیز متناسب با سرعت تغییر می نماید.

البته این امر فقط در هنگام راه اندازی نیست. امکان دارد که سرعت الکتروموتور بعد از راه اندازی هم با روش های مختلف تغییر یابد. برای مثا به وسیله اینورتر یا الکتروموتور های دالاندر.

هر چیزی را که الکتروموتور به چرخش در آورد را بار می نامیم. اغلب بار ها را می توانیم در ۲ دسته جای دهیم: بار گشتاور ثابت و بار گشتاور متغیر.

بار گشتاورمتغیر (Variable Torque)

فن ها و پمپ های سانتریفیوژ را بار گشتاور متغیر می گوییم. زیر سرعت آنها اگر تغییر یابد، گشتاور مورد نیاز و توان مصرفی آنهاز نیز به شدت تغییر می یابد.

>>> اینورتر آسانسور <<<

بار گشتاور ثابت (Constant Torque)

بارهایی همانند کمپرسور، بالابر، جرثقیل، نوار نقاله، اکسترودر و … را بار گشتاور ثابت می نامیم. زیرا گشتاورشان در سرعت های مختلف تقریبا ثابت است و یا به اصطلاح گشتاور تابع سرعت نیست .